<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>جهت اطلاع</title>
<link>http://mirvadoudi.blogfa.com/</link>
<description>آقا روح الله: تا مبارزه هست، ما هستیم</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 08 Sep 2010 15:47:00 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>الوداع ای ماه رحمت الوداع</title>
<link>http://mirvadoudi.blogfa.com/post-225.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;HR&gt;
&lt;/P&gt;&lt;/STRONG&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;الوداع ای ماه رحمت الوداع، ماه تسبیح و عبادت الوداع&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;الوداع ای ماه غفران و کرم، ماه محرم گشتن دل در حرم&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;ماه مهمانی مه بخشندگی، ماه رو کردن به راه بندگی&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;الوداع ای افتتاح نیمه شب، الوداع ای ذکرهای زیر لب&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;ای ابوحمزه ، خداحافظ مجیر، الوداع ای روضه های دستگیر&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;الوداع ای یا علی و یا عظیم، الوداع ای یا غفور و یا رحیم&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;الوداع ای سفره پیغمبری، الوداع ای اشکهای حیدری&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;روزهای عفو تو از دست رفت ،از کف دل هر چه بود و هست رفت&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;از در خانت گدا را رد مکن، راه عشق و عاشقی را سد مکن&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;توشه کن اشک مناجات مرا، تا محرم تا صفر تا کربلا&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;من که دل خونم ز حق نشناس‌ها، غصه‌دارم از وداع یاس‌ها&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;می‌زنم بر دل شرر با شور و شین، از غم دوری زینب از حسین&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;منبع: &lt;A href=&quot;http://shirazit.blogfa.com/post-251.aspx&quot; target=_blank&gt;روزی او خواهد آمد...&lt;/A&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 08 Sep 2010 15:47:00 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mirvadoudi&amp;postid=225</comments>
<dc:creator>mirvadoudi</dc:creator>
<guid>http://mirvadoudi.blogfa.com/post-225.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حجاج ابن مدیران</title>
<link>http://mirvadoudi.blogfa.com/post-224.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;جهت اطلاع&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;زین بعد قرار است جهت اطلاع دوستان، صرفا صحبتهای جهت اطلاعی نوشته شود. فرقی نمی کند که چه کسانی مخاطب جهت اطلاع ای ما باشند. ما می گویم انشا الله که گوشی برای شنفتن پیدا شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;حجاج ابن مدیران&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;و اما جهت اطلاع عرض کنم، ما که مانده ایم از چه و که انتقاد کنیم. راستش خوب گفته اند که هنرمند باید فرزند زمانه خویش باشد. حالا ما هم یک دست کاری در این سخن فرهخیته و میمون می کنیم و آن را تغییر می دهیم به این عنوان (( &lt;STRONG&gt;وبلاگ نویس جهت اطلاع: باید فرزند زمانه خویش باشد&lt;/STRONG&gt;)). پس این سخن حالا کاملا شخصی شد و مختص این وبلاگ. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;و اما جهت اطلاع حضرات عزیز عرض می کنیم که طبق شواهد قنبرک، اوضاع جامعه مدیریتی همراه با منشی هاشون قمر در عقرب تشریف دارند. یک خبر سوخته اینکه در دوران اوج فتنه، حجاج ابن مدیران هر استانی، کمکی بالغ بر چند ده میلیارد ناقابل از جیب خزانه مبارک بیت المال نثار خزانه فتنه جوبان راه سبز امریکایی کرده بودند که اگر این رقم را ضربدر تعداد استانها کنیم، می بینیم که واویلا. خبری که ته کشید و سوخت. امیدواریم که صحت نداشته باشد. و اما حکایت بعدی که وجود دارد این است که سی سال است فریاد زدند و فریاد زدیم که بشر جایزالخطاست و خواهران منشی در دفتر حجاج ابن مدیران بزرگ و کوچک کار نگذارید. گوش نکردید و حالا خیلی از این خواهران منشی شده اند زنان دوم مدیران کل و وغیره. و البته عده ای هم به شکل فرانسوی حال می کنند یعنی شعار حاج آقایان مدیران دوست دختر داشته باشند معصیت نیست جانم، قنبرک را بپا.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پ.ن : قنبرک جان جهت استحضار&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;        وبلاگ نویس جهت اطلاع، برای انتشار&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;        حجاج ابن مدیران جهت شوخی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;        و مردم عزیز جهت داغ دل خوردن&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;                        و در آخر: &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;        (( اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا ))&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;       &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 05 Sep 2010 16:07:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mirvadoudi&amp;postid=224</comments>
<dc:creator>mirvadoudi</dc:creator>
<guid>http://mirvadoudi.blogfa.com/post-224.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تصمیم با توست</title>
<link>http://mirvadoudi.blogfa.com/post-223.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;باد می وزد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;می توانی در مقابلش&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دیوار بسازی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آسیاب بادی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تصمیم با توست.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 05 Aug 2010 19:00:16 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mirvadoudi&amp;postid=223</comments>
<dc:creator>mirvadoudi</dc:creator>
<guid>http://mirvadoudi.blogfa.com/post-223.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سیمای پیامبر</title>
<link>http://mirvadoudi.blogfa.com/post-222.aspx</link>
<description>&lt;DIV align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;سیمای پیامبر&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;پس از قرن چهارم میلادی و از زمانی كه امپراطوران روم به مسیحیت گرویدند و عقاید كلیسا را به عنوان آرا و عقاید رسمی ترویج كردند، بنای مخالفت را با حوزه‌های فكری و علمی آزاد گذاشتند تا این كه سرانجام ژولتی نین، امپراتور روم شرقی در سال پانصد و بیست و نه میلاد مسیح (قرن ششم میلادی)‌ دستور تعطیلی دانشگاه‌ها و بستن مدارس و مراكز علمی را صادر كرد و دانشمندان از بیم جان متواری شدند و چراغ علم و فلسفه در قلمرو امپراتوری روم خاموش شد. &lt;BR&gt;درست در همین زمان بود، قرن ششم میلادی و مقارن با خاموشی چراغ علم و دانش در روم، بزرگ‌ترین حادثه تاریخ به وقوع پیوست و شبه‌جزیره عربستان شاهد بعثت بهترین مخلوق خداوند، محمد امین(ص)‌ شد كه در نخستین گام به فراگیری علم و دانش فراخوانده شد، (بخوان به نام پروردگارت كه آفریدت) و سپس پیروان خود را به آموختن علم و دانش از آغاز تا پایان زندگی با روایت (اطلب العلم من المهد الی اللحد) فراخواند. &lt;BR&gt;... به راستی می‌توان گفت كه محمد را این چنین باید از نو دید، از نو شناخت، او را با نگاهی كه اشیا و اشخاص را می‌نگریم نباید نگریست، باید از روان‌شناسی، جامعه‌شناسی و تاریخ، نگاهی تازه ساخت و بر سیمای محمد(ص)‌ افكند. او را باید در صف شخصیت‌های عظیم تاریخ، قیصران و حكیمان و انبیا دید، در جمع پیامبران بزرگ نشاند و تماشایش كرد. &lt;BR&gt;در این هنگام است كه تصویر او در چشم ما چنان شگفت و توصیف‌ناپذیر می‌نماید كه گویی هرگز او را ندیده‌ایم و هرگز چنین تصویری را از مردی در جهان نمی‌شناخته‌ایم. برای شناخت دقیق و تصویر كلی و تمام هر مذهبی، شناختن خدای آن، كتاب آن و پیغمبر آن ضروری است و این روش ساده‌ترین، ممكن‌ترین و در عین حال علمی‌ترین و مطمئن‌ترین روش شناخت یك مذهب است. &lt;BR&gt;محمد تركیبی از موسی و عیسی است، گاه او را در صحنه‌های مرگبار جنگ می‌بینیم كه از شمشیرش خون می‌چكد و پیشاپیش یارانش كه برای كشتن یا كشته شدن بی‌قراری می‌كنند، می‌تازد و گاه وی را می‌بینیم كه وقتی هر روز در رهگذرش مرد یهودی از بام خانه‌اش خاكستر بر سرش می‌ریزد و او نرم‌تر از مسیح، همچون بایزید، روی درهم نمی‌كشد و یك روز كه از كنار خانه وی می‌گذرد و از خاكستر مرد خبری نمی‌شود، می‌پرسد رفیق ما امروز سراغ ما نیامد؟ و چون می‌شنود كه بیمار شده است به عیادتش می‌رود. &lt;BR&gt;در اوج قدرت در آن لحظه كه سپاهیانش مكه را، شهری كه بیست ‌سال او و یارانش را شكنجه داده و آواره كرده است، اشغال كرده‌اند، بر مسند قدرت اما در سیمای مهربان مسیح، كنار كعبه می‌ایستد و در حالی كه ده هزار شمشیر تشنه انتقام از قریش، در اطرافش برق می‌زنند و... می‌پرسد: ای قریش فكر می‌كنید با شما چه خواهم كرد؟، قریش كه سیمای مسیح را در این موسایی كه اكنون سرنوشتشان را در دم شمشیر خویش دارد، خوب می‌شناسند و به چشم می‌بینند، پاسخ می‌دهند كه: تو برادری بزرگوار و برادرزاده‌ای بزرگواری و آن گاه با آهنگی كه از گذشت و مهربانی گرم شده است، می‌گوید: بروید، همگی آزادید. &lt;BR&gt;آری، پس از آن كه به بعثت برانگیخته شد، اولین كسی كه به وی ایمان آورد حضرت علی‌(ع)‌ بود، علی بود كه با وی هم‌پیمان شد و از آن پس همه لحظات عمر را در این پیمان و پیوند نهاد و در پرستش خداوند و وفای محمد و دوستی خلق و پارسایی روح، آیتی شگفت شد و با صدها رشته پنهان و پیدا با روح و اندیشه و قلب محمد پیوند یافت. &lt;BR&gt;پیغمبر كه تاریخ آن همه از اراده و تصمیم و قدرتش سخن می‌گوید و خسروان و قیصران و قدرتمندان حاكم بر جهان آن همه از شمشیرش می‌هراسند و دشمن از شدت غضبش می‌لرزد، در عین حال مردی است سخت عاطفی، با دلی كه از كمترین موج محبتی می‌تپد و روحی كه از نوازش نرم دست صداقتی، صمیمیتی و لطفی به هیجان می‌آید، در خانه و خانواده نیز چنین است. در بیرون، مرد رزم و سیاست و فرماندهی و قدرت و ابهت است و در خانه پدری مهربان، شوهری نرم‌خوی و ساده و صمیمی،... وی هرگز نمی‌كوشید تا خود را مرموز و غیرعادی و موجودی عجیب و غریب در چشم‌ها بنمایاند، بلكه بعكس حتی به مادی بودن تظاهر می‌كرد، نه‌تنها از زبان قرآن می‌گوید كه (من بشری هستم بمانند شما و فقط به من وحی می‌شود. سوره كهف، آیه صد و ده)... كه همواره اعتراف می‌كند جز آنچه به من گفته می‌شود، از چیزی خبر ندارم و در رفتار و زندگی و گفتگویش همه جا می‌كوشید تا در چشم‌ها شگفت‌آور و فوق‌‌العاده جلوه نكند و سعی می‌كرد تا ابهت و جلالی را كه در دل‌ها دارد، بشكند. می‌گویند روزی پیرزنی نزد وی می‌آید تا از او چیزی بپرسد. آن همه خبرها و عظمت‌ها كه از او شنیده بود چنان در او اثر می‌كند كه تا خود را در حضور وی می‌یابد، می‌لرزد و زبانش می‌گیرد، پیغمبر احساس می‌كند شخصیت و شكوه او وی را گرفته است، ساده و متواضع پیش می‌آید، به مهر دست بر شانه‌هایش می‌گذارد و با لحنی كه از خضوع، نرم و صمیمی شده‌ است، می‌گوید؟ مادر چه خبر است؟ من پسر آن زن قریشی‌ام كه گوسفند می‌دوشید...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;&lt;STRONG&gt;(دکتر علی شریعتی)&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Sun, 11 Jul 2010 19:05:38 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mirvadoudi&amp;postid=222</comments>
<dc:creator>mirvadoudi</dc:creator>
<guid>http://mirvadoudi.blogfa.com/post-222.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سران اغتشاش</title>
<link>http://mirvadoudi.blogfa.com/post-221.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یکی از دوستان ایمیلی برام فرستاده بود که داستانکی بود سیاسی و پر درد. صلاح دونستیم که شما هم بخوانید. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;سران اغتشاش&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;موسوی&lt;/FONT&gt; را بازداشت نکنید ؛ قهرمان می شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;به خاتمی از گل نازکتر نگویید؛ ناراحت می شود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی که استوانه نظام است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt; موسوی خوئینی ها که انقلابی است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt; صانعی که مرجع تقلید است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;آن یکی که در پاریس با امام بوده. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;این یکی که در نجف با امام بوده.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt; آن دیگری که در ترکیه با امام بوده.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt; این در هواپیما با امام بوده. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;آن دیگری پای پلکان با امام بوده.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt; این یکی هم که انقلاب ارث پدرش است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt; شیخ هم که کلا تعطیل است! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;با این حساب سران فتنه، من بودم و اسی سگ دست و علی قالپاق. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 30 Jun 2010 19:48:48 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mirvadoudi&amp;postid=221</comments>
<dc:creator>mirvadoudi</dc:creator>
<guid>http://mirvadoudi.blogfa.com/post-221.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عاقبت عدالت</title>
<link>http://mirvadoudi.blogfa.com/post-220.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;طرح پایمال 250 هزار میلیارد تومانی بیت المال&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;طرحی با 134 رأی موافق! در مقابل 72 رأی مخالف به تصویب رسید كه  البته  اين راي گيري زماني اتفاق افتاد كه نمايندگان اصلي مخالف طرح وقف دانشگاه آزاد مانند آقايان كوچك زاده  رسايي و حسينيان و... همگي در سفر كاري بودند ، و اين را مديون وقت شناسي لابي آقايون مي دانيم!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;این طرح اگرچه با نام  «طرح حمایت از تأسیس و تقویت مؤسسات و مراكز آموزش عالی غیر دولتی» روانه اذهان جنابان وكيل الجاسبي شده  ولی نگاهی- هر چند گذرا- به متن و حواشی آن نشان می دهد كه با محوریت خروج دانشگاه آزاد اسلامی از نظارت قانونی نظام و بازگذاشتن دست گردانندگان آن برای ادامه دخل و تصرف های بی حساب و كتاب در مدیریت و سرمایه نجومی این دانشگاه تهیه و به مجلس شورای اسلامی ارائه شده است.&lt;BR&gt;و حالا بد نيست از 134 نماينده موافق طرح بخواهيم پاسخ دهند!!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;آقايان 134 موافق لطفا توضیح دهيد، شايد اين شبهات هم از ذهن ما پاك شود...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;1.  در خروج مدیریت دانشگاه آزاد اسلامی از حلقه مدیریتی ثابت كنونی چه خسارت و زیان غیرقابل جبرانی برای مصالح نظام دیده اند كه با گردش قانونی این مدیریت مخالفت ورزیده ايد؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;2. در نظارت قانونی و تعریف شده شورای عالی انقلاب فرهنگی بر مدیریت دانشگاه آزاد یعنی نظارت نظام بر گردش كار این دانشگاه چه اشكال و ایرادی را وارد دانسته ايد كه در پی رد مصوبه رسمی و قانونی این شورا درباره اصلاح اساسنامه دانشگاه آزاد برآميد و ادامه مدیریت قبلی همراه با خروج این مدیریت از نظام قانونمند آموزش عالی را خواستار شده ايد؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;3. در وقف اموال و دارایی های 250 هزار میلیاردتومانی دانشگاه آزاد چه ضرورتی را احساس كرده اند كه بر آن اصرار ورزیده ايد؟! مگر نه اینكه این اموال و دارایی های نجومی متعلق به بیت المال است؟ و در صورت وقف شدن نیز مطابق قوانین جاری و ضوابط شرعی نمی تواند بیرون از مالكیت نظام باشد؟ ممكن است بفرمایند كه بعد از وقف اموال، هیئت موسس كنونی می تواند متولی آن باشيد و در نتیجه مدیریت  مدیران كنونی بر این نهاد ملی و متعلق به اموال عمومی حفظ شود؟! كه در اینصورت باید گفت؛ حق تولیت واقف فقط هنگامی است كه اموال وقف شده دارایی و ملك شخصی خود او باشد و آنچه برخی از اعضای هیئت موسس دانشگاه آزاد ادعا كرده ايد، یك قانون شكنی آشكار و غیرقابل اجراست. یا به بیان دیگر، یك «اشتباه عمدی»! و صدالبته، نیازمند اصلاح است!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;قطعا 134 نماينده مردم قادر به پاسخگويي اين شبهات از اذهان ما هستند، البته اگر اين ها نمايندگان مردم باشند نه وكيل جاسبي&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;و شايد بايد &lt;STRONG&gt;صد مرحبا .احسنت بر دستگاه&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;قضایی  گفت که بدعتی در تاریخ ثبت کرد که چون تیری در چشم عدالت&lt;/STRONG&gt; بود .&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;احسنت بر مجلس هشتم که مجلس ششم را با تمام ضد انقلابهایش رو سفید&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;کرد&lt;/STRONG&gt; . حالا دریافتیم که نگرشی از جنس رئیس جمهور چقدر در این جامعه غریب است .چقدر کمند انسانهایی که جیبشان بسته باشد و دهانشان باز.چقدر قلیلند حامیان حقیقی انقلاب . چقدر اندکند افرادی  که به مردم از بالا نگاه نمی کنند&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;آقای صادق لاریجانی ریاست قوه قضاییه &lt;STRONG&gt;چقدر زود خواب را از چشم مفسدان اقتصادی&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;ربودید&lt;/STRONG&gt; . چقدر زود قدرت حقیقی مافیای قدرت و ثرت را به تصویر کشیدید . چقدر زود خنده بر لبان فقرا و دردمندانی آوردید که تنها توقعشان جلوه ای از عدالت بود. اجرکم عندالله&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;آقای علی لاریجانی ریاست قوه مقننه چقدر زیبا تفکرتان را از ولایت پذیری به تصویر کشیدید.&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;چقدر به موقع  اصولگرایتان را به رخ تمام&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;انحصار طلبان زورگو و بی تقوا  کشیدید .احسنت برشما&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; .&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;از شما ممنونیم به طول تمام تاریخ .از شما ممنونیم که به ما یاد آور شدید که فدک محدود به زمان و دوره ای خاصی نیست.از شما ممنونیم که به آموختید نیاز نیست کسی روبروی ولی زمان خود باشد و سیلی به حقیقت بزند.از شما ممنونیم که ریشه تمام مشکلات را بی منت به ما نشان دادید.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اما بدانید که هرگز سکوت نخواهیم کرد &lt;STRONG&gt;. &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;بدانید که&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;دست آخر وارثان حقیقی این انقلاب همان پابرهنگانی هستند که امروز قلبشان را به درد&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;آوردید&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;..&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;و باز هم بسنده مي كنيم به صحبت هاي مولايمان حضرت امام خامنه اي كه اگر قدري بر اين فرمايشات تامل مي كرديم راه برايمان روشن مي بود...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;«از مسئولین اجرایی، تا مسئولان قضایی، تا قانون گذاران، تا روحانیان، تا گویندگان، تا روزنامه نگاران، تا روشنفکران و دیگران، همه باید این را وظیفه خودشان بدانند. اگر جهت گیری عدالت اجتماعی در کشور ضعیف شود، هر کاری در کشور انجام گیرد، به زیان طبقات ضعیف و عامه مردم و به سود یک عده معدود زرنگ ها و گردن کلفت ها و دست و پا دارها و قانون دانهای قانون شکن که راههای قانون را بلدند و قانون شکنی را هم می دانند، تمام خواهد شد. مجموعه ای از این کارها به عهده همه است.»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;منبع: &lt;A href=&quot;http://tabeen.ir/yaddasht/99---250-----.html&quot; target=_blank&gt;بسیج دانشگاه آزاد اسلامی کرج&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 22 Jun 2010 20:08:51 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mirvadoudi&amp;postid=220</comments>
<dc:creator>mirvadoudi</dc:creator>
<guid>http://mirvadoudi.blogfa.com/post-220.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آه از حصار تلخ</title>
<link>http://mirvadoudi.blogfa.com/post-219.aspx</link>
<description>آه از حصار تلخ&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&apos;&lt;a href=&quot;http://good-times.webshots.com/photo/2931470240106390907AHdEvG&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://inlinethumb31.webshots.com/43166/2931470240106390907S500x500Q85.jpg&quot; alt=&quot;palestine 05&quot;&gt;&lt;/a&gt;&apos; hspace=0 src=&quot;http://inlinethumb31.webshots.com/43166/2931470240106390907S500x500Q85.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 01 Jun 2010 16:34:39 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mirvadoudi&amp;postid=219</comments>
<dc:creator>mirvadoudi</dc:creator>
<guid>http://mirvadoudi.blogfa.com/post-219.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>م . ه</title>
<link>http://mirvadoudi.blogfa.com/post-218.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;B&gt;داستانک شماره چهار&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;(( م . ه ))&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;همه چيز از وقتي شروع شد كه او يك سري مدارك را بر عليه آقاي (( م. ه )) رو كرده بود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;غافل از اينكه (( م. ه‌ )) پدر گردن كلفتي دارد كه خرش حسابي مي ره. نزديك دو سال مبارزه كرد. همه چيز واگذار شد به روز آخر.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; قرار بود هئيت منصفه روز دوشنبه راي را صادر كنند. مدارك كامل بود و محكوم شدن  (( م. ه )) قطعي. وقتي هئيت منصفه راي صادره را اعلام كردند، دنيا بر سرش خراب شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; وقتي او را مي بردند زندان، (( م . ه )) لبخند مسخره اي بر لبانش بود.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 21 May 2010 19:59:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mirvadoudi&amp;postid=218</comments>
<dc:creator>mirvadoudi</dc:creator>
<guid>http://mirvadoudi.blogfa.com/post-218.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>(( Live Gaza  ))</title>
<link>http://mirvadoudi.blogfa.com/post-217.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;STRONG&gt;داستانک شماره سه&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;((&lt;/B&gt;&lt;B&gt; Live Gaza &lt;/B&gt;&lt;B&gt; ))&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;شب خانه نشسته ام و دارم پخش مستقيم مي بينم. شبكه سه فوتبال دارد و من نگاه مي كنم. بارسلون يك گل مي خورد، مارادونا گوشه ورزشگاه مي خندد. مادرم شبكه را عوض مي كند. شبكه خبر، پخش مستقيم جنگ دارد. گوشه تصوير نوشته است: Live Gaza . جنگ تن به تن است. خمپاره اي زوزه مي كشد. خانه اي مي سوزد، كودكي مي ميرد و من دارم پخش مستقيم جنگ مي بينم. صداهاي مي آيد، به عربي حرف مي زنند. تصوير جايي كه مي سوزد. دوربين زوم مي كند و فقط آنجا را نشان مي دهد. حماس بيانيه مي خواند و من ديگر بي خيال فوتبال شده ام. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;توي خانه دراز كشيده ام، مادرم پرتقال پوست مي كند با بغض مي خورم و چند فحش آب دار مي دهم.مادرم چپ چپ نگاه هم مي كند، چيزي نمي گويد. او پوست مي كند و من مي خورم و ما با هم داريم پخش مستقيم جنگ مي بينيم. صحنه ديگري را نشان مي دهد. همه جا مي سوزد، دود بسيار است. فريادي به گوش مي رسد، وزير خارجه اسرائيل را نشان مي دهد. باز من فحش مي دهم، اين بار مادرم هم فحش ميدهد: بي شرفاي ديوس، اي حرمزاده هاي عوضي، اي ...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اوضاع وخيم است، همچنان مي زنند، مادرم پرتقال پوست مي كند، فحش مي دهد و ما همچنان پخش مستقيم جنگ مي بينيم. راستي جهان چه پيشرفت كرده است. چون جنگ هم اين روزها پخش مستقيم دارد.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 17 May 2010 08:10:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mirvadoudi&amp;postid=217</comments>
<dc:creator>mirvadoudi</dc:creator>
<guid>http://mirvadoudi.blogfa.com/post-217.aspx</guid>
</item>
<item>
<title> چشمي را نمي يافت ‌</title>
<link>http://mirvadoudi.blogfa.com/post-216.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;B&gt;داستانک شماره دو&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;(( چشمي را نمي يافت ‌))&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;I&gt; &lt;/I&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ساعتي بودكه مرد مغازه دار آنجا&lt;I&gt; &lt;/I&gt;وايساده بود و مي ديد كه زني چشم از او برنمي دارد، خود را گم كرده بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;هر كس از آن محل مي گذشت با يك نگاه چپكي عجيبي آن دو را از نظر مي گذراند، و شايد در تفكر نابخرد خودشان هر كدام فكري مي كرده اند و شايد... .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مرد ديگر طاقت نياورد و جلو رفت، تا به زن رسيد داد زد و فش داد و زن را حل داد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; زن نقش بر زمين شد ، به گوشه اي خزيد و آرام دست در كيف خود كرد ، يك عصا در آورد، بلند شد و به راه خود ادامه داد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; او دنبال آدرسي مي گشت ولي چشمي را نمي يافت كه بپرسد.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 06 May 2010 18:54:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mirvadoudi&amp;postid=216</comments>
<dc:creator>mirvadoudi</dc:creator>
<guid>http://mirvadoudi.blogfa.com/post-216.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
