در انتظار یک پرواز ، از كوهي به كوهي بزرگتر ، آيا باد مرا همراهي خواهد كرد امروز كه بالهايم شكسته است. با خود خلوت كه مي كنم و مي گويم كه بايد بروم ، ترس از ارتفاع دارم ، كدامين پرنده مي ترسد از اوج گرفتن نمي دانم و نمي شناسم چنين پرنده اي را . اما وقتي كه رفتي درست آن زمان بود كه بالهايم شكست ، دارند ترميم مي شوند ، ديري نمي گذرد كه من هم خواهم پريد.
اين قول را به آسمان داده ام كه روزي لمسش خواهم كرد، راستش ديروز آسمان براي من گريست دلش تنگه من شده بود ، برايش پيغامي فرستادم كه من مي آيم منتظر من باش ، آسمان لبخندي زد و هوا آفتابي شد.
