تبليغاتX
پلاک هشت - دکتر علی شریعتی
گفتم که: الف، گفت: دگر؟ گفتم: هیچ

 

نوش جان مي كنم اين جام زهر آلود را
كه تدارك ديده اند ميزبانان سخت كوش و شياد
در اين بزم طرب انگيز مرگ بار
و تف  تف  ، بر مي گردانمش
با جگر پاره هاي سوخته دلم
و آواز مي خوانم
غزل وداع را در مايه شور
تا بل فرو بنشانم شوري اين سرمستي بي هستي را
و جگر گوشه ام را مي بخشم
به كسي جز من
بر تو
تا بر مزارم ضربدر بزني
نامم را و كنيه ام را
تا در ميان قبيله ام
و در ميان كتاب ها و مكتوب ها و كتيبه ها
براي هميشه  ، نسلم از صحنه روزگار محو شده باشد
+ نوشته شده در  86/03/28ساعت 22:40  توسط   |