پسرك نشسته بود ،اخبار اعلام كرد :صدام اعدام شد.
پسرك دويد جلوي تلويزيون و دقيق به خبر در حال پخش گوش مي داد .
بيكباره گفت :قاتل بزرگ را گشتند.
اما وقتي كه جزئياتي از نحوه اعدام را نشان ندادند پسرك كنترل تلويزيون را انداخت و در گوشه اي نشست.
نزديكش شدم و در كنارش نشستم به عكس پدرش نگاه مي كرد،
آرام در گوش من گفت:انگار اين بار هم امريكا رودست زد.
من خنديدم و او گريان به بيرون رفت.
