به من تقوا ستيزي بياموز تا در انبوه مسئوليت نلغزم و از تقواپر هيزي مصونم دار
تا در خلوت عزلت نپوسم.
خدايا!
مرا در ايمان اطاعت مطلق بخش ،تا در جهان عصيان مطلق باشم.
خدايا!
خودخواهي را چندان در من بكش يا چندان بركش تا خودخواهي
ديگران را احساس نكنم و از آن در رنج نباشم.
خدايا!
به من زيستني اعطا كن كه در لحظه مرگ ،بربي ثمري لحظه اي
كه براي زيستن گذشته است،حسرت نخورم و مردني عطا كن كه
بر بيهودگي اش سوگوار نباشم.خدايا چنين زيستن را تو به من بياموز،چگونه مردن را خود خواهم دانست...
اي خداوند...
اي خداوند!به علماي ما مسئوليت،و به عوام ما علم،و به مومنان ما روشنايي
و به روشنفكران ما ايمان و به متعصبين ما فهم و به فهميدگان ما تعصب و به زنان
ما شعور و به مردان ما شرف و به پيروانما آگاهي و به جوانان ما اصالت و به اساتيد ما عقيده و به
دانشجويان ما نيز عقيده و به خفتگان ما بيداري و به دينداران ما دين
و به نويسندگان ما تعهد و به هنرمندان ما درد و به شاعران ما شعور و به محققان
ما هدف و به نوميدان ما اميد و به ضعيفان ما نيرو و به محافظه كاران ما گستاخي
و به نشستگان ما قيام و به راكدين ما تكان و به مردگان ما حيات و به كوران ما نگاه
و به خاموشان ما فرياد و به مسلمانان ما قرآن.
و به شيعيان ما علي(ع)و به فرقه هاي ما وحدت و به حسودان ما
شفا و به خودبينان ما انصاف و به فحاشان ما ادب و به مجاهدان ما صبر
و به مردم ما خودآگاهي و به همه ملت ما همت،تصميم و استعداد فداكاري
و شايستگي نجات و عزت ببخش!