رسانه مفت
تلویزیون، رسانه گران قیمت ی ایست که ما ارزش آن را نمی دانیم. حتی نحوه استفاده درست از آن را هم تاکنون یاد نه گرفته ایم. اگر از شبکه های طهران ی به گذریم و به رسیم به شبکه های استانی می بینیم که چقدر مدیریت در این شبکه ها فله ایست.
برای پرستیژ اش، شبکه های استانی را بیست و چهار ساعت کردند. آن وقت مثلا برنامه کودک، تکرار اش را پخش می کنند. یا برنامه ورزش در روز بعد تکرار اش را می فرستند روی آتن. حساب کنید برنامه دو ساعته که در زمان پخش زنده اش بیننده آنچنانی ندارد، تکرارش دیگر چه صیغه ایست نمی دانیم.
مردم بی گناه هم هر وقت که می زنند شبکه های استانی نگاه کنند یا تکرار پخش می شود یا فیلم های آنچنانی عهد بوق ... .
جالب ترین بخش این شبکه ها، پخش سریال های دهه سی و چهل ژاپن ی و یا چینی است که حتی در تلویزیون های LED رنگ های فیلم قابل تشخیص نیست.
مثلا فیلمی در یک فضای سیاه با کنتراست بالا در حال پخش است. شما نشسته اید دو جفت چشم هم قرض گرفته اید که به بینید آن جا چه خبر است. یک صدا های به گوش تان می رسد. بعد صدای شمشیر بازی، رنگ زردی به اندازه یک ثانیه از وسط رد می شود. به یک باره روز می شود و شما می بینید پنجاه نفر مرده اند و یک سامورایی نشسته شمشیر اش را تمیز می کند. زن بی چاره ای هم در یک کاسه چوبی برایش آب می آورد. آن جا ست که بیننده گوش هایش مثل خرگوش دراز می شود و از رسانه گران قیمت ی که مفت افتاده دست مدیران فله ای، لذت می برد.