دوست خوبم بهزاد مسرت فر، كه از بچه هاي شركت و همكاران خوب بنده هستند، در يك نوشته كوتاهي اختلافات كاذب بين رئيس و زيردستانش را مورد بررسي قرار داده اند كه با هم مي خوانيم.
من و رئیسم
۱- وقتی من یک کاری را دیرتر تمام می کنم، من كند هستم. وقتي رئيسم كار را طول مي دهد او دقيق و كامل است.
۲- وقتي من كاري را انجام ندهم، من تنبل هستم. اما وقتي رئيسم كاري را انجام ندهد او مشغول است.
۳- وقتي كاري را بدون اينكه از من خواسته شود انجام دهم من قصد دارم خودم را زرنگ جلوه دهم. اما وقتي رئيسم اين كار را انجام دهد او ابتكار عمل به خرج داده است.
۴- وقتي من اشتباهي كنم من نادان هستم. اما وقتي رئيسم اشتباه كند او مانند ديگران انسان است.
۵- وقتي من در محل كارم نباشم، من در گشت زدن هستم. اما وقتي رئيسم در دفترش نباشد، او مشغول انجام امور سازمان است.
۶- وقتي يكروز مرخصي استعلاجي داشته باشم، من هميشه مريض هستم. اما وقتي رئيسم در مرخصي استعلاجي باشد، او حتما خيلي بيمار است.
۷- وقتي من مرخصي بخواهم بايد يك ساعت دليل و توجيه بيارم. اما وقتي رئيسم به مرخصي برود بايد مي رفت چون خيلي كار كرده است.
این بند آخری را هم خواهرزاده امین خان که با نام توت فرنگی می شناسیمش اضافه فرموده اند:
۸- وقتی من دارم تو نت می گردم یعنی دارم وبلاگ گردی می کنم. ولی وقتی رئیسم تو نته یعنی داره دنبال راهکاری نوین برای اداره ی شرکت می گردد.