عشق بعضی وقت ها از درد دوری بهتر است
بی قرارم کرده و گفته صبوری بهتر است
توی قرآن خوانده ام ، یعقوب یادم داده است
دلبرت وقتی کنارت نیست ، کوری بهتر است
با غم هجر تو ای یار نسازم چه کنم؟
هر روزی که می گذرد
من دوباره می میرم
در کنج دلم
می شمارم
تنها آن لحظه ای را
که با رفتنت
ویران شد
برای همیشه...
همه شهر بوی یلدایی گرفته است و همگان در تدارک یلدا، هر آنچه را که می خواهند می خرند تا روز چهارشنبه، شبش را یلدایی به پا کنند و خوش باشند.
اما، توی سرمای اين شب طولانی به فکر بی خانه مان هايی که چشم ميزنند زودتر صبح شود هم باشیم ؟.
و اینکه
یک ثانیه از عمر همین یک شب یلدا
باعث شده تا صبح به یمنش بنشینیم
ده قرن ز عمر پسر فاطمه طی شد
بک شب نشد از هجر قیامش بنشینیم
یلدایی تان پیروز.
اینجا اندلس نیست
تهران است
صدای انقلاب ما هم نیست
حالم از هر چه خطابه است
برادرم
به هم می خورد
این روزها
دیگر بس است
نه سخنرانی کنید ... !
نه آمار دهید ... !
به جای تمام این ها
خطابه تان که تمام شد
لطف کنید
حتما ...
سیفون را بکشید...!
پ ن:
و اما بعد، افسوس.........؟!
... .... .... ...... ..... ...... ..... ..... .... .... .
رسیدن به نقطه مهم نیست
مسیر رسیدن به نقطه
مهم است.
عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت
صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت

((مفسد اقتصادی))
زور نزن ای فلک زده نام نمی برند از او
گر چه آقا هم برسد، فاش نمی شد اسم او
او که تمام ثروت اش از صدقه سر همه است
چون که رسد رسانه ها، بوق زنند به نام او
گنده شدند به سالیان، فربه شدند اطرافیان
وای چه آسان تا شدند، قانون و قاضی پیش او
گر چه زنم داد، منم مجرم و محکوم منم
خنده کند به ریش ما حکم شود به کام او
داد زنیم عدل علی، خنجر زنیم فرق علی
دور زنیم حکم علی، حکم شود به کام او
زور نزنیم بیش از این، زار نزنیم بیش از این
خورده و برده این و آن، نام نمی برند از او
((میرودودی))