تبليغاتX
پلاک هشت
باران گرفت نیزه و قصد مصاف کرد
آتش نشست و خنجر خود را غلاف کرد
گویی که آسمان سر نطقی فصیح داشت
با رعد سرفه‌های گران سینه صاف کرد
تا راز عشق ما به تمامی بیان شود
با آب دیده آتش دل ائتلاف کرد
جایی دگر برای عبادت نیافت عشق
آمد به گرد طایفه‌ی ما طواف کرد
اشراق هر چه گشت ضریحی دگر نیافت
در گوشه‌ای ز مسجد دل اعتکاف کرد
تقصیر عشق بود که خون کرد بی‌شمار
باید به بی‌گناهی دل اعتراف کرد...
.
.
زنده یاد
قیصر امین پور
+ نوشته شده در 90/08/28ساعت 11:50 توسط |

حقوق ماهیانه فلان مدیر معلوم است. مثلا هر وقت می پرسی می گویند: کل درآمد ماهانه شان کمتر از دو میلیون تومان است. خیلی خوب. حالا این دو میلیون را ضرب در دوازده بکنیم و آن را جمع کنیم با اضافه کاری و پاداش و غیره، جمع درآمد سالانه ایشان بدست می آید. اما حاصل در آمد سالیانه هرگز با قیمت ماشین سواری او سازگاری ندارد، چه رسد به ماشین های همسر و فرزندان و مستغلات و سایر بریز و بپاش های گوناگون این حضرات.

حال این پرسش مطرح می شود الباقی هزینه های پر خرج زندگی این حضرات از کجا تامین می شود. لازم به ذکر است که ابو زوجه و والده محترم هم هنوز فوت نکرده اند که تا از این طریق ارث گرانی به دارایی مدیر محترم و خانواده ایشان افزوده شود.

در هر حال، دارندگی و برازندگی. به کسی مربوط هم نیست که این مدیر محترم با آن دخل و حقوق و اضافه کاری طی سه چهار سال این همه املاک و نقدینگی به هم زده است. کور شود چشم حسود. منظور این حقیر سر تا پا تقصیر این است، جناب حضرات مدیران و روسای محترم خر پول ( شرمنده لغت مناسب پیدا نشد ) به ما هم بگوید که چگونه اینکار را می کنید. شاید جور دیگری محاسبه باید کرد که ما بلد نیستیم ... ؟! .

+ نوشته شده در 90/08/23ساعت 19:30 توسط |

هر بار که در تبریز نمایشگاهی برگزار می شود، نقایص آن نسبت به نمایشگاه قبلی بیشتر به چشم می آید. امسال نمایشگاه کتاب تبریز از لحاظ کمی و کیفی از نمایشگاه سال گذشته، خیلی عقب تر بود. عدم حضور تعدادی از ناشران صاحب نام و درجه یک و حضور تعداد زیادی از ناشران درجه چند، از کیفیت آن کاسته بود.

چند روز پیش هم در تبریز نمایشگاه دست آورد های دولت نهم و دهم برگزار شد. از همان ابتدای در ورودی نمایشگاه می شد فهمید که این نمایشگاه هم نباید دست کمی از نمایشگاه های قبلی داشته باشد. ولی این یکی بدتر از قبلی ها بود.

نبود وسایل ایاب و ذهاب برای مراجعه کننده گان، که آنها را مجبور می کرد از در نمایشگاه پای پیاده تا خود نمایشگاه را بپیمایند. حضور تعدادی از ارگان ها دولتی و شرکت های که هیچ دستاوردی برای عرضه نداشتند. در بعضی از غرفه ها، غرفه داران پشت به مردم نشسته بودند تا احیانا سوالی از آنها پرسیده نشود. البته چیزی هم در غرفه نبود که بشه پرسید. یکی از جالب ترین گروه های شرکت کننده در نمایشگاه، بانک ها بودند. که سنخیت آنها با نمایشگاه چه بود، خدا می داند. آیا آنها در طول دولت نهم و دهم، بانکداری اسلامی را جایگزین بانکداری فعلی کرده بودند؟. یا نرخ بهره بانکی را کاهش داده بودند؟. و یا جلوی وام های میلیاردی را گرفته بودند؟. این گروه اقتصادی به شدت مریض در نمایشگاه حقیقتاً چیزی برای عرضه نداشت. جز تبلیغ نوع وام هاش که از آنها هم به مردم عادی چیزی نمی رسد. در هر حال حضور بانک ها برای من نامأنوس بود. اما یکی از بهترین غرفه ها، غرفه برق بود که بسیار فعال و در ارائه دست آورد ها یا کارهایش  موفق تر بود. جهاد هم تا حدودی در ارائه فعالیت هایش نسبتا موفق عمل کرده بود. غرفه های شهرستانی هم زیادی ساکت بودند و انگار فقط همین که نام شان در لیست نمایشگاه باشد، برای شان کفایت می کرد. در کل اگر بخواهیم به نمایشگاه دست آورد های دولت نهم و دهم نمره بدیم، با ارفاق و یک ذره پارتی بازی، نمره دوازده می گیرد تا مشروط نشود.

لازم به ذکر است که این نمره دوازده برای نمایشگاه و اجرای آن تعلق می گیرد نه دستاورد های دولت. که نقد یا بررسی دستاورد های دولتهای نهم و دهم از توان و عهده این مقاله خارج است و مجالی بهتر را می طلبد.           

+ نوشته شده در 90/08/13ساعت 15:50 توسط |