تبليغاتX
پلاک هشت
برای حج عمره مفرده شش میلیون و ششصد هزار نفر ثبت نام کرده اند. یعنی اگر هر نفری هشتصد هزار تومان پرداخته باشند می شود: ۵۲۸۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ تومان.

چه خوب گفت شهید آوینی:(( مکه برای شما، فکه برای من، بالی نمی خواهم، با همین پوتینهای کهنه هم می توانم پرواز کنم.))

بهتر است به شرایط امروز نگاهی بیندازیم و آگاه تر باشیم. در بین این جمعیت عظیم ثبت نام کننده گان هستند کسانی که برای بار چندم است که می روند. اگر قرار بر آدم شدن بود در همان بار اول می شدند. با چند بار رفتن نمی شود به آدمیت رسید.

هر که اندر پی غم خواری مردم نرود

به خدا لایق احسان و محبت نشود

حج اکبر طلبی رو غم درویشان خور

کعبه خود سنگ نشانیست که ره گم نشود

+ نوشته شده در 90/07/29ساعت 19:40 توسط |

 

گاهی وقتها آدمهایی را می بینیم که اگر به آنها غبطه نخوریم پس به که بخوریم!

خدا به این خلایق همیشه لایق؛ چه توانایی های متعدد داده که از کرسی خدمت(و نه قدرت!) هیچگاه پایین نمی آیند!

بسیار کاوش و جستجو صورت گرفته تا قوانین مهم زیر کشف شود تا راز بقاء این آدمها برای همه برملا که نه(!) آشکار شود!

 

1** قانون بقاء وزیر:

«وزیر» از بین نمی رود بلکه از یک وزارتخانه به وزارتخانه دیگر منتقل می شود! (مثلا وزیر تعاون بوده؛ وزیر آموزش و پرورش می شود و یا مثلا همان وزیر تعاون را به وزارت ورزش منتقل می کنند!)

 

2** قانون بقاء وکیل:

وکیل هم می توانداز بین نرود و اگر  بموقع موضع سیاسی اش را اصلاح کند از یک دوره به دوره دیگر مجلس منتقل می شود!

مثلا می شود:

نماینده مدافع سردار سازندگی که اصلاح طلب بوده و اصول گرا می شود و همچنین حامی احمدی نژاد است ولی از جریان انحرافی متنفر است و .............................. (نقطه چین ها را زیاد گذاشتم تا این نماینده؛ خدای ناکرده کم نیاورد!)

 

3** قانون بقاء مدیر:

مدیر؛ مدیر است دیگر!   مگر آنکه «خلاف» آن ثابت شود!

استثنائا این یکی را ثابت می کنیم!

اثبات: انتشار «خلاف» مدیران؛ خلاف قانون است! پس هرگز «خلاف» آنها ظاهر نشده و هیچگاه اثبات نمی گردد!

 

4** قانون بقاء رئیس:

«دنیا» را که می دانید؛ فانی ست! «پول» را هم که بهتر می دانید؛ چرک کف دست است! در مورد این «صندلی های ریاست» هم که از قدیم و ندیم گفته اند؛ به کسی وفا نمی کند!....

همه اینها که گفتیم از فرمایشات آقای رئیس مادام العمر است!

 

5** قانون کلی و فراگیر جاذبه ریاست!:

ریاست جاذبه دارد!

اول به نام عشق خدمت!

دوم به نام انجام رسالت!

سوم به نام سنگینی مسئولیت!

چهارم به نام اقتدار ریاست!

پنجم به نام ثبات قدرت!

ششم به نام .....

 

ریاست جاذبه دارد و البته با نامهای متعدد!

مگر آنکه یکی مثل شهید رجایی پیدا شود که گاهی کنار صندلی اتاق کارش بنشیند و به آن صندلی نگاه کند و خودش را مفصلا نصیحت نماید!

منبع:سلام قولا من رب رحیم

+ نوشته شده در 90/07/27ساعت 23:4 توسط |

بسم الله الرحمن الرحیم

ارزش واقعی انسان به چیست؟

این کلام از جناب علامه نقل به مضمون است،علامه محمد تقی جعفری (رحمه­ الله ­علیه) می­ گفتند:

عده ­ای از جامعه ­شناسان برتر دنیا در دانمارک جمع شده بودند تا پیرامون موضوع مهمی به بحث و تبادل نظر بپردازند. موضع این بود: «ارزش واقعی انسان به چیست».

برای سنجش ارزش خیلی از موجودات، معیار خاصی داریم. مثلا معیار ارزش طلا به وزن و عیار آن است. معیار ارزش بنزین به مقدار و کیفیت آن است. معیار ارزش پول پشتوانه­ ی آن است. اما معیار ارزش انسان­ها در چیست.

هر کدام از جامعه شناسان صحبت­هایی داشتند و معیارهای خاصی را ارائه دادند.

بعد  وقتی نوبت به بنده رسید گفتم : اگر می­خواهید بدانید یک انسان چقدر ارزش دارد ببینید به چه چیزی علاقه دارد و به چه چیزی عشق می­ورزد.

کسی که عشقش یک آپارتمان دو طبقه است در واقع ارزشش به مقدار همان آپارتمان است. کسی که عشقش ماشینش است ارزشش به همان میزان است.

اما کسی که عشقش خدای متعال است ارزشش به اندازه­ ی خداست.

علامه فرمودند: من این مطلب را گفتم و پایین آمدم. وقتی جامعه شناسان صحبت­های مرا شنیدند برای چند دقیقه روی پای خود ایستادند و کف زدند.

وقتی تشویق آن­ها تمام شد من دوباره بلند شدم و گفتم: عزیزان! این کلام از من نبود. بلکه از شخصی به نام علی (علیه­ السلام) است. آن حضرت در نهج البلاغه می­فرمایند: «قِیمَةُ کُلِّ امْرِئٍ مَا یُحْسِنُهُ» / «ارزش هر انسانی به اندازه­ی چیزی است که دوست می­دارد».

وقتی این کلام را گفتم دوباره به نشانه­ ی احترام به وجود مقدس امیرالمؤمنین علی (علیه­ السلام) از جا بلند شدند و چند بار نام آن حضرت را بر زبان جاری کردند . . .

حضرت علامه در ادامه می­ گفتند: عشق حلال به این است که انسان (مثلا) عاشق 50 میلیون تومان پول باشد. حال اگر به انسان بگویند: «آی!!! پنجاه میلیونی!!!» . چقدر بدش می­آید؟ در واقع می­فهمد که این حرف توهین در حق اوست. حالا که تکلیف عشق حلال اما دنیوی معلوم شد ببینید اگر کسی عشق به گناه و معصیت داشته باشد چقدر پست و بی­ ارزش است! 

اینجاست که ارزش و مفهوم «ثار الله» معلوم می­شود. ثار الله اضافه­ ی تشریفی است . خونی که در واقع آنقدر شرافت و ارزش پیدا کرده که فقط با معیارهای الهی قابل ارزش گذاری است و ارزش آن به اندازه­ ی خدای متعال است.

+ نوشته شده در 90/07/24ساعت 23:19 توسط |

 

سکولاریسم علوم انسانی

وقتی پای درس بعضی از اساتید علوم انسانی می نشینی با تعدادی از تفکرات الحادی روبرو می شوی، وقتی که این استاد عزیز تا پای جان از آن دفاع هم می کند این سوال پیش می آید که واقعا چرا چنین شده است. وقتی استاد با لذت درباره اصل تساهل صحبت می کند ((یعنی احترام متقابل به تفاوت ها، انسان صرف اینکه انسان است شایسته احترام است))، یعنی اینکه یک نفر مسیحی با یک نفر مسلمان و آنها هم با یک کافر هیچ فرقی ندارند. چون همه اینها انسان اند پس شایسته احترام هستند، این یعنی پلورالیسم. در دنیای امروز، ما شاهدیم که در یک شهر مسلمان، مسیحی، زرتشتی  و یهودی دوستانه در کنار هم زندگی می کنند و کشمکش، اختلاف و برادر کشی و دیگر کشی در بین آنها وجود ندارد. این مسئله در هیچ دینی به اندازه اسلام مورد توجه قرار نگرفته است. چنانچه در یکی از خطبه های نهج البلاغه امیر المومنین می فرمایند: شنیده ام که در یکی از شهرهای عراق خلخالی از پای یک دختر ذمّی در آورده اند؛ جا دارد که مسلمان به جهت این جنایت جان دهد. به تعبیر دیگر دق کند و بمیرد. زیرا در کشور اسلامی و در پناه دولت اسلامی یک دختر غیر مسلمان مورد ستم واقع شده است. در قرآن سوره عنکبوت آیه 46 آمده است: با یهود و نصاری و مجوس که اهل کتاب اند جز به نیکو ترین طریق بحث و مجادله نکنید. در این باره آیت الله مصباح یزدی می فرمایند: اگر پلورالیسم چنین معنایی دارد، باید بگویم که این افتخار اسلام است؛ اما اگر معنای پلورالیسم این است که در دل بگوییم مسیحیّت هم مثل اسلام است، یهود هم مثل اسلام است و بین یهودی بودن و مسلمان بودن فرقی وجود ندارد، زیرا هر یک بخشی از حقیقت را دارد؛ نه اسلام حق مطلق است و نه یهودیّت. یا اینکه بگوییم هر دو حق هستند، مثل دو جاده ای که به یک مقصد می رسند که از هر کدام که بروی به مقصد خواهی رسید؛ بی شک چنین تلقی و برداشتی با روح هیچ دینی سازگار نیست و اصلا با عقل سازگار نیست. مگر می توان گفت اعتقاد به توحید با اعتقاد به تثلیث یکسان است؟.

یعنی آیا بین اعتقاد به وحدانیّت خدا با اعتقاد به تثلیث و چند خدایی تفاوتی وجود ندارد؟. در قرآن سوره نساء آیه 171 چنین آمده است: ای اهل کتاب به تثلیث قائل نشوید( اب و ابن و روح القدس را خدا نخوانید ) از این گفتار شرک باز ایستید که برای تان بهتر است. و در سوره مریم آیه 90 قرآن در برابر نسبت های ناروایی که به خدا می دادند و می گفتند خدا دارای فرزند است، می فرماید: نزدیک است که از این گفته زشت و پندار باطل آسمان ها فرو ریزد و زمین بشکافد و کوه ها متلاشی شود.

با توجه به موارد ذکر شده باید پرسید آیا علم دانشمندان غربی در باب علوم انسانی ( روانشناسی، علوم سیاسی و ...) توانسته است انسان غربی را از جهالت نجات دهد؟. آیا این علم توانسته مشکلات دنیای غرب را نجات دهد یا نه؟. به نظر می رسد تمام این مشکلات فقط در یک چیز است. انسان در نتیجه خدا فراموشی به خود فراموشی رسیده است، و به جای عروج در سراشیبی فرود افتاده است. در دیدار اساتید دانشگاه ها با مقام معظم رهبری در قم یکی از اساتید هنگام سخنرانی چنین گفت: در حوزه علوم انسانی دو تا نکته داریم، اول اینکه عده ای می گویند مبانی علوم انسانی سکولار است این چه حرفی ایست که می زنید اصلا این حرف ها نیست، نکته دوم این که ما درست اجرایش نمی کنم. حضرت آقا در جواب ایشان فرمودند: نظر ما غیر مفید بودن علوم انسانی نیست بلکه می گویم مضر است.

با توجه به جو حاکم بر دانشگاه ها، چه از منظر اساتیدی چنینی، و چه از منظر دانشجویانی چنان، به نظر می رسد باید راه کاری اندیشیده شود تا با طناب پوسیده غرب به ته چاه نیفتیم. باید علومی که در دانشگاه ها وجود دارد مورد بازبینی و یا به طور کلی عوض شوند تا نسل آینده ایران مان نسلی غرب زده بار نیاید.        

 

+ نوشته شده در 90/07/23ساعت 19:30 توسط |

۱- دروغ گفتن

۲- وعده دروغ


3- قسم دروغ


4- شهادت ناحق


5- خبری را ندانسته گفتن


6- تحریف مسائل دینی


7- حکم ناحق


8- لعنت کردن مردم


9- طعنه زدن


10- عیب جویی از دیگران


11- دل شکستن


12- سرزنش بیجا


13- امر به منکر


14- نهی از معروف


15- رنجاندن مومن


16- بدخلقی کردن


17- تصدیق کفر و شرک


۱۸- غیبت کردن


19- مسخره کردن


20- شایعه پراکنی


21- به نام بد صدا زدن


22- تملق و چاپلوسی


23- با مکر و حیله سخن گفتن


24- مزاح زیاد


25- تهمت زدن


26- زخم زبان زدن


27- آبروریزی


28- تقلید صدای کسی را کردن


29- کبر در گفتار


30- بدعت در دین


31- اظهار بخل و حسد


32- بدزبانی در معاشرت


33- خشونت در گفتار


34- فحش و ناسزا گفتن


35- سخن چینی کردن


36- نا امید کردن


37- شوخی با نامحرم کردن


38- ریا در گفتار


39- فریاد زدن بیجا


40- فاش کردن اسرار مردم

+ نوشته شده در 90/07/21ساعت 10:55 توسط |

 

فعلا ...؟!

+ نوشته شده در 90/07/17ساعت 22:20 توسط |

 

آذربایجان، فلسطین منطقه قفقاز ایران است

تاریخ مدام در حال تکرار شدن است. این بار الهام علی اف دنباله رو رضا خان میر پنج شده است. این فرزند حکومت کودتا، امروز به پشت گرمی اسرائیل و امریکا، در ظاهر به فکر متحد الشکل کردن لباس دانش آموزان است. اما در اصل به دنبال حذف حجاب است. او می خواهد با این کار یکی از اصلی ترین پایه های اسلام یعنی حجاب را منع کرده و آن را در کشوری که اکثریت مردم انش شیعه هستند، حذف کند. کاری که رضا خان میر پنچ نعلت الله کرد.

دولت جمهوری آذربایجان هرگونه مطالبات اقلیت یهودی ساکن این کشور را که تعدادشان حتی یک درصد کل جمعیت این کشور را تشکیل نمی دهد، تأمین و بدون چون و چرا برآورده کرده و هرگونه شرایط لازم را برای آزادی عمل یهودیان فراهم نموده است.

جمهوری آذربایجان برای خوش خدمتی به صهیونیست‌ها حجاب در مراکز آموزشی و پخش اذان از بلندگوهای مساجد را ممنوع و حوزه‌های علمیه را تعطیل کرده است. 

این درحالی است که اکثریت مسلمانان آذربایجان از پیش پا افتاده ترین حقوق مسلم خود محروم هستند. 96 درصد مردم جمهوری آذربایجان را مسلمانان تشکیل می‌دهند که 85 درصد آنها شیعه دوازده امامی و 15 درصد سنی مذهب هستند.

متاسفانه دولت آذربایجان با فشار صهیونیست ها از تاریخ 17 نوامبر سال 2010 میلادی پوشش حجاب در مدارس متوسطه جمهوری آذربایجان را ممنوع کرد و این ممنوعیت حجاب کم‌کم در دیگر نهادهای دولتی و آموزشی نیز بطور غیر رسمی اعمال شد.

کارشناسان و روشنفکران این کشور با صراحت اعلام می‌کنند که این اقدام جز اسلام ستیزی چیز دیگری نیست. آن چنان که از شواهد بر می آید سران رژیم آذربایجان می خواهند این ممنوعیت را گسترش داده و رسمیت بخشند. بر همین اساس باید ایران توجه ویژه ای به منطقه قفقاز داشته باشد. به خصوص به جمهوری آذربایجان که تبدیل به پایگاه اسرائیل شده است. همانطور که فلسطین در خاورمیانه برای ایران مهم است، باید توجه کرد که کشور آذربایجان، فلسطین منطقه قفقاز ایران است و ما باید به اندازه خاورمیانه در قفقاز هم فعال باشیم.

+ نوشته شده در 90/07/02ساعت 0:13 توسط |