تبليغاتX
پلاک هشت

چه مي خواهيم ؟!

چه داده ايم چه مي خواهيم؟!

مگر خدا بدهكار ماست؟!

هر زمان كه روزگارمان سخت شد

ارباب پولمان را نداد

اقساط به دير افتاد

بدهكاران به در خانه مان رژه رفتند

و هزاران كوفت ديگر ...

تازه يادمان مي افتد

سر بلند مي كنيم به آسمان

فرياد مي كشيم

خدا .......... آخر به تا كي؟!

مردك، مگر وقتي در خوشي هايمان خوش بوديم

خدا را به ياد داشتيم

هان ...

؟!

+ نوشته شده در 89/12/20ساعت 14:26 توسط |

نگاهی به جشنواره فیلم فجر بیست و نهم

سينماي اپوزيسيون‎مدار 

 سعید مستغاثی

وقتی قبل و بعد از جشنواره فیلم فجر سال گذشته، انتقاداتی متوجه مسئولان سینمایی جدید ایران (که تنها چند ماهی از مسئولیت‎شان می‎گذشت) می‎شد، آن‎ها در پاسخ، محصولات به نمایش درآمده در جشنواره فیلم فجر بیست و هشتم را حاصل کار خود نمی‎دانستند و برای قضاوت در مورد کارنامه‎شان، منتقدان را به سال آینده حواله می‎دادند که گویا قرار است کاری بکنند کارستان!

وقتی علی‎رغم همه شعر و شعارهای مقابله با ابتذال در سینما، طی سال 1389 خیل کمدی‎های سخیف و مبتذل، پرده‎های سینمای ایران و همچنین شبکه ویدیویی رسمی کشور را فرا گرفت، همان مسئولان جدید این‎گونه توجیه کردند که فیلم‎های مذکور، کف معیارهای معاونت سینمایی محسوب شده و به هیچ‎وجه سینمای آرمانی این مدیران به حساب نیامده و آن‎ها همچنان مخاطبان و منتقدان را به جشنواره فیلم فجر 1389 وعده دادند که گویا قرار بود همه هدایت و حمایت مسئولان سینمایی در فیلم‎های این جشنواره تبلور پیدا کند.

از آن‎جا که در طول 20 ماه مدیریت جدید، این مسئولان گرامی سینمای ایران، هیچ‎گونه برنامه و طرح و استراتژی‌اي برای اجرای اهداف و مقاصدشان اعلام نکردند (و تنها مکتوبی هم که درباره سیاست‎های خود انتشار دادند، از یک سری کلی گویی و تکیه بر نکات حاشیه‎ای فراتر نمی‎رفت)، برای کارشناسان و ناظران آگاه کنجکاوي برانگیز بود که از درون این جعبه با محتوای نامعلوم چه مصنوعی قرار است بیرون بتراود، اما آن‎چه حاصل و نتیجه بیست و نهمین جشنواره فیلم فجر، به‎عنوان کارنامه مدیران امروز سینمای ایران (براساس وعده‎های داده شده) در انظار عمومی قرار گرفت، در یک عبارت، بسیار ناامیدکننده و غم‎انگیز بود.

این ادعا صرفا یک نظر یا عقیده و یا سلیقه شخصی نیست، بلکه علاوه‎بر وجود اجماعی قابل‎توجه پیرامون آن در میان دلسوزان انقلاب و نظام اسلامی، نکات ذیل در مورد آثار شاخص آن می‎تواند دلیلی باشد برای اثبات این مدعا.

1- حتی اگر قبول نداشته باشیم که سینمای ایران می‎بایست در جهت ارزش‎های اسلام و اهداف انقلاب و آرمان‎های حضرت امام خمینی (رحمت‎الله علیه) حرکت کند (که جان و مال میلیون‎ها ایرانی پای آن هزینه شده و این سینما از برکت ایثار و فداکاری و از بیت المال وامکانات همین ملت حیات گرفته و می‎گیرد)، قاعدتا نباید دور از ذهن باشد که جشنواره منتسب به دهه فجر انقلاب اسلامی، بیش و پیش از هر موضوعی، منعکس‎کننده اندیشه‎ها و ارزش‎های این انقلاب قرار گیرد، همچنان‎که فی‎المثل جشنواره‎های مهم دنیا مانند کن یا برلین و یا ونیز براساس تعاریف و زاویه نگرش و تفکرات برگزار‎کنندگان‎شان، شکل گرفته و برپا می‎شوند و حتما مسئول معاونت سینمایی، شخصا از دیدارشان با مدیران جشنواره کن به‎خاطر دارند که آن‎ها حاضر نشدند هیچ‎کدام از فیلم‎های سینمایی مورد نظر ایشان را (علی‎رغم دارا بودن استانداردهای سینمایی)، برای نمایش در جشنواره‎شان بپذیرند، چراکه آن‎ها را مغایر با آن‎چه ارزش‎های خود می‎پنداشتند، توصیف کردند یا در طول تاریخچه هشتاد و چند ساله آکادمی علوم و هنرهای سینمایی آمریکا، نمی‎توانید فیلمی را در میان برندگان اسکار بیابید که اولا با معیارهای سینمای صنعتی هالیوود منافات داشته باشد و ثانیا ارزش‎ها و ایدئولوژی آمریکایی را به چالش کشیده باشد. منتقدان و کارشناسان سینمایی به‎خوبی بر این نکته واقفند که بسیاری از مهمترین و معتبرترین شاهکارهای تاریخ سینما و فیلم‎سازان برترشان، به همین دلیل، هیچ سهمی از صدها جایزه اسکار اهدایی در طی این سال‎ها نبردند.

اما به‎راستی اغلب محصولات سینمایی به نمایش درآمده در بیست و نهمین جشنواره فیلم فجر، چه نسبتی با ارزش‎های اسلامی، آرمان‎های انقلاب و نظام جمهوری اسلامی داشتند؟ تنها فیلم ساخته شده در مورد بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی با نام «فرزند صبح» (آن هم پس از گذشت 32 سال از پیروزی انقلاب اسلامی و حدود 22 سال از زمان رحلت ایشان) تا چه اندازه واقعیات و حقایق زندگی و تفکر امام را نمایش می‎داد؟ آیا کودکی امامی که در فیلم مذکور نشان داده می‎شد، به جز بازیگوشی‎های بچگانه (مانند خیلی کودکان دیگر) ویژگی خاصی هم بروز می‎داد که نشان از آینده‎ای درخور و شایسته آن شخصیت بی‎نظیر تاریخی داشته باشد؟

ممکن است سازندگان فیلم ادعا کنند که مگر در کودکی یک شخصیت چه ویژگی‎هایی می‎توان نمایش داد که حکایت از بزرگسالی درخشانش باشد. در این صورت بایستی اساسا از این حضرات پرسید که چرا در مقابل هزاران لحظه و واقعه و فراز و نشیب‎های تعیین‎کننده در زندگی حضرت امام خمینی (رحمت‎الله علیه) که به‎طور مستند در تواریخ و مکتوبات مختلف به ثبت رسیده، ناگهان به ذهن‎تان رسیده که پنج شش سالگی ایشان را جلوی دوربین ببرید؟! و اصلا از این نمایش پنج شش سالگی، چه نتیجه‎ای می‎خواستید بگیرید؟! آیا چیدمان و ساختار روایتی فیلم به‎گونه‎ای نیست که حوادث خشن و کشتارها و خونریزی‎های اتفاق افتاده در دوران کودکی امام را بر روحیه ایشان در بزرگسالی و دوران رهبری نهضت مؤثر به‎نظر می‎رسید؟! عمده نمود آن را به‎وسیله تأکیدات مداوم دوربین بر چهره کودکی امام، پس از هر واقعه دلخراش، مثل پاره‎پاره شدن شخصی توسط گرگ یا ذبح خونین گوسفند و گاو و یا خونریزی‎های دیگرو با رفت و برگشت‎های مدام زمانی مابین دوران کودکی و زمان تبعید امام شاهد هستیم). این مسأله به‎نوعی مشابه تحلیل برخی تاریخ‎پردازان غربی و عوامل رژیم طاغوت، مبنی بر جنبه‎های شخصی و انتقامی مبارزه امام علیه حکومت شاه، به‎نظر می‎رسد؟
هفته نامه پنچره


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 89/12/13ساعت 18:28 توسط |

يادداشت «محمد حسين نيرومند» در انتقاد از مديريت فرهنگي كشور

محمدحسين نيرومند در يادداشتي نسبت به ساده‌انگاري مديران فرهنگي در تقابل با پيام فيلم جديد اصغر فرهادي انتقاد كرد.

به گزارش خبرگذاري فارس: محمدحسين نيرومند در يادداشتي با عنوان «جدايي نادر از سيمين» محكي براي ارزيابي مديريت فرهنگي كشور كه اختصاصا براي فارس ارسال كرده، نسبت به ساده‌انگاري مديران فرهنگي در تقابل با پيام فيلم جديد اصغر فرهادي انتقاد كرد.
متن اين يادداشت به شرح زير است:

1-) درمدت بيست و نهمين دوره برگزاري جشنواره بين‌المللي فيلم فجر، كمتر سابقه دارد يك فيلم ايراني بتواند هم در اين جشنواره موفق به دريافت جايزه شود و هم از يك جشنواره بين‌المللي معتبرخارجي جايزه بگيرد. فيلم جدايي نادر از سيمين آخرين ساخته اصغر فرهادي با گرفتن جايزه بهترين كارگرداني و بهترين فيلمنامه و سه جايزه ديگر از جشنواره فيلم فجر و جايزه خرس طلايي از جشنواره برلين، توانست به اين مهم دست يابد. اين كه داوران ايراني و خارجي از منظر تكنيك‌هاي سينما در گزينش يك فيلم هم نظر باشند ، چندان عجيب نمي‌نمايد اما اينكه يك فيلم بتواند دست‌اندركاران و سياستگذاران دو جشنواره فيلم فجر و برلين را ذوق زده كند تقريبا اتفاق بي‌سابقه‌اي است. ترديدي نيست كه سياست‌هاي فرهنگي اين دو جشنواره نمي‌تواند هم‌سو و هم‌جهت باشد ولي چگونه است كه كارگزاران فرهنگي دو جشنواره به نظر واحد رسيده‌اند؟

2- ) "جدايي نادر از سيمين " فيلمي است كه تقريبا از همه ويژگي‌هاي يك فيلم خوب به لحاظ فنون سينمايي برخوردار است. فيلمنامه بسيار دقيق و هوشمندانه نگاشته شده است و از جزئيات قابل اعتنايي برخودار است. حتي نويسنده، عنوان فيلم را بسيار زيركانه برگزيده است. سيمين براي رفتن به خارج قصد جدايي از نادر را دارد اما عنوان فيلم "جدايي نادر از سيمين " است!
سيمين براي تضمين آينده دخترش ترمه اصرار به مهاجرت به خارج كشور دارد. اما از سويي مي‌داند جداييش از نادر، دختريازده ساله‌اش را خواهد رنجاند. ترمه بايد آگاهانه همراهي مادرش را بپذيرد از اين رو ماجراي زندگي نادر از سوي كارگردان به گونه‌اي رقم مي‌خورد تا دختر به اين خودآگاهي دست يابد.گرچه كارگردان در آخرين سكانس فيلم ترمه را با بازپرس تنها مي‌گذارد و با بيرون آمدن از دادگاه به نوعي تصميم نهايي او را به حدس گمان مخاطبانش وامي‌گذارد! اما كارگردان در طول مدت فيلم نشانه‌هاي كافي براي تغيير ديدگاه دختر و تصميم به همراهي با مادرش را نه تنها براي ترمه بلكه براي مخاطبش ارائه داده است. نشانه‌هايي كه اين پرسش مهم و كليدي نادر را در نخستين سكانس و قبل از تيتراژ آغازين فيلم پاسخ مي‌گويد. آنجاكه سيمين رو به نادر مي‌گويد: "آينده ترمه براي تو مهم نيست من ترجيح مي‌دهم كه تو اين شرايط بزرگ نشود. " نادر بلافاصله باعصبانيت ازسيمين سئوال مي‌كند "چه شرايطي؟ "

فيلم "جدايي نادر از سيمين " مي‌تواند درباره طلاق باشد يا درباره تقابل سنت و مدرنيسم يا درباره نسبيت اخلاق! يا مذهب خرافي اما بي‌شك پيام اصلي فيلم اين است كه امروز ايران جاي مناسبي براي پرورش فرزندانش نيست! اين پيام است كه حتي عنوان فيلم را هم معنا مي‌بخشد.
3) خبرنگار روزنامه پرتيراژ آلماني "دي ولت " از فرهادي مي‌پرسد: دقيقا چه كرديد گرفتار سانسور نشويد؟ فرهادي در جواب مي‌گويد: نكته اصلي اين است كه هيچ پيام يا بيانيه‌اي نمي‌دهم! ارزش‌گذاري نمي‌كنم و موضع نمي‌گيرم بلكه كاملاٌ به تماشاگر وا مي‌گذارم كه چه برداشتي مي‌كند. كارگردان فيلم "جدايي نادر از سيمين " در ادامه اين گفت و گو مي‌گويد: همسرم پريسا بخت‌آور نيز كارگردان است و فيلم "دايره زنگي " را ساخته است. ما در مدرسه عالي هنر با هم آشنا شديم. او و بچه ها با من به برلين آمدند، زيرا فكر مي‌كنيم شايد براي مدت كوتاهي در خارج زندگي كنيم. خبرنگار دي ولت مي پرسد: براي چه مدت؟ اصغر فرهادي در جواب مي گويد: هنوز نمي‌دانم. سارينا، دختر 12 ساله ما اينجا به مدرسه و دختر دوساله ‌ما به مهد كودك خواهد رفت. من خودم بين برلين و ايران رفت‌و‌آمد خواهم داشت. بنابراين اين بحث را در فيلم كه آيا بايد به خاطر بچه‌ها به خارج رفت در واقعيت هم داشته‌ام. اول مخالف بودم. در اين فاصله مي‌بينم كه خوب است اگر بچه‌ها بتوانند راه‌هاي جديد را بروند.
4)در سكانس هاي پاياني فيلم، زن كارگر (راضيه) علي رغم اصرار شوهر بيكار و به شدت عصبانيش حاضر نمي شود دست بر قرآن بگذارد، به دروغ قسم بخورد و سقط كودكش را به نادر نسبت دهد. ايمان مذهبي زن باعث شده است كه نه تنها از گرفتن 15 ميليون تومان پول كه مي تواند بدهي هاي همسرش را صاف كند، چشم بپوشد بلكه با شوهرش تا مرز جدايي مخالفت مي كند و اين در حالي است كه او به همسرش علاقه‌مند است. در داستاني كه به راحتي آدم ها دروغ مي گويند تا مشكلات‌شان را مرتفع سازند، هنگامي كه راضيه با همه مشكلات پيش رويش حاضر نمي‌شود تن به دروغ دهد، ناخودآگاه مخاطبان فيلم، زن را مي ستايند و مجاب مي‌شوند تا فيلم را از زمره فيلم‌هاي نجيب ديني تلقي كنند. اما آيا زن مبتني بر اعتقادات عميق مذهبي دست به چنين كار ستايش برانگيزي مي‌زند؟
وقتي راضيه براي نخستين بار موضوع تصادف را با سيمين در ميان مي‌گذارد به جمله مهمي اشاره مي كند كه باور راضيه را نسبت به خوردن مال حرام افشا مي كند. او مي‌گويد " مي‌ترسم يه بلايي سر بچه‌ام بياد " به ويژه آنكه تجربه ي تلخي كه راضيه از سقط كودكش كسب كرده است اورا به اين باور رسانده است كه حرام خوري مي تواند مرگ دختر 5ساله اش را به دنبال داشته باشد! اين باور مبناي ديني، حديثي و روايي چندان درستي ندارد بلكه اعتقادي است خرافي كه زن عميقا به آن باور دارد. راضيه باور دارد با وارد شدن پول ديه كه نوعي مال حرام است زندگي دخترش -كه كارگردان تاكيد زيادي به رابطه آن دو دارد- به مخاطره خواهد افتاد و جگر گوشه اش را از دست خواهد داد.
بنابراين تصميم زن در انتهاي فيلم، نه تنها نمي تواند مبتني بر باور عميق مذهبي باشد بلكه ناشي از يك باور خرافي و احساسات مادرانه است.

5- ) فيلم "جدايي نادر از سيمين " 5 جايزه اصلي بيست و نهمين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر را مي ربايد. صدا و سيماي جمهوري اسلامي از اين فيلم تجليل مي‌كند. سياستگذاران سينمايي كشورآن را فيلم افتخارآميز براي ملت ايران تلقي مي كنند و از آن به عنوان فيلم نجيب و شريف ياد مي كنند. روزنامه‌هاي دولتي در نعت فيلم قلمفرسايي مي‌كنند و جالب تر اين كه در مراسم اهداي جوايز وزارتخانه‌ها، سازمان‌ها و نهادها در بخش تجلي اراده ملي! جايزه وزارت آموزش و پرورش!! وزارت علوم، تحقيقات و فناوري وستاد ديه كشور به اين فيلم اهدا مي‌شود. به اعتقاد نگارنده فيلم اصغر فرهادي مي‌تواند محك بسيارمناسبي براي سنجش عيار باورمندي مديران فرهنگي كشور باشد به آرمان‌هاي انقلاب اسلامي باشد در حالي كه خيزش اسلام‌خواهي كشورهاي عربي با الگوبرداري از انقلاب اسلامي ايران شكل گيري خاورميانه اسلامي جديد را در آينده نزديك نويد مي‌دهد، قرار است فيلم "جدايي نادر از سيمين " توسط دست اندركاران جشنواره برلين در بسياري از كشورهاي جهان اكران شود. فيلمي كه پيامش براي مخاطبان خارجي اين است كه ايران امروز كه قادر نيست آينده فرزندانش را تأمين كند چگونه مي‌تواند الگو مناسب براي ديگر كشورها باشد!

در يك ديدگاه خوشبينانه فيلم "جدايي نادر از سيمين " نشان مي‌دهد كه براي مديريت فرهنگي كشور مهم نيست كه پيام فيلم‌ها چيست. مهم آن است كه اين پيام خوب و هنرمندانه گفته شود!

+ نوشته شده در 89/12/13ساعت 18:13 توسط |