تبليغاتX
جهت اطلاع
من هوایی شده ام

دلم می خواهد پرواز کنم

ابرها را در آغوش بکشم

باران را ببوسم

با خورشید برقصم

ماه را ببویم

و

خانه ام را در کنارت بسازم

آه ... اما ... ؟!

+ نوشته شده در 89/01/26ساعت 18:13 توسط سید مهدی میرودودی |

<a href="http://family.webshots.com/photo/2236308950106390908EJtzdx"><img src="http://inlinethumb31.webshots.com/36894/2236308950106390908S600x600Q85.jpg" alt="12"></a> 

موقعيت: اطراف قلعه جوشين( آذربايجان شرقي)

برای دیدن ادامه عکسها به ادامه متن بروید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 89/01/20ساعت 16:12 توسط سید مهدی میرودودی |

سر گرم کار بودم

با سرعت در شهر می دویدم

پی لقمه نانی

که یکی در زد.

گفتم: کی ؟!

گفت: منم نوروز، باز كن

در را باز كردم.

 بي اختيار يك سال بزرگ شدم، بدون اينكه بخواهم.

+ نوشته شده در 89/01/03ساعت 12:17 توسط سید مهدی میرودودی |