پنجشنبه، نشسته بودم تو خلوتگاه خودم و به اين فكر مي كردم كه توي اين يك سال گذشته چه كارهاي
گندي كه انجام نداده ام. يك نگاه اجمالي به اين يك سال گذشته واقعا آدم را شرمنده مي كند. شرمنده
از چنين خداي بزرگي كه برا ماها بيش از اندازه رئوف و مهربان است و آنوقت ما هم هميشه كاري مي
كنيم كه در پيشگاهش شرمسار و شرمگين باشيم. داشتم دنبال راهي مي گشتم كه يه جورايي
خودمو تبرئه كنم، كه رسيدم به كتاب ((الهي نامه آيت الله حسن زاده آملي))، كه يك جورايي درد دل
ايشان است با خداي خود. البته تا اونجاي كه من خودم رسيدم به دو سخن زيبا.
الهي، در بسته نيست، ما دست و پا بسته ايم
و دومي هم اينكه:
الهي، اگر ستّار العيوب نبودي، ما از رسوايي چه مي كرديم؟
بد نيست تاملي در اين دو سخن زيبا داشته باشيم.
انسان
در ابتذال
خویش
گم می شود
فرق
میان او
و حیوان کم می شود